خطبه های نماز جمعه این هفته بیست و چهارم ثور 1395
خطبه های نماز جمعه این هفته بیست و چهارم ثور 1395
نماز جمعه ای این هفته ششم شعبان العمظم در مسجد ولی عصر(عج) قلعه شهادت، توسط به امامت استاد علیزاده برگزار گردید. ایشان در خطبه اول بیان کردند:
در حدیث نبوی آمده است :«طَلَبُ العِلمِ فَریِضَةٌ عَلیَ کُلِّ مُسلِمٍ وَ مُسلِمَةٌ» طلب علم برای هر مرد مسلمان و زن مسلمان فرض است. علمای هر علم و فن گویند مقصود پیامبر اسلام(ص) فریضه بودن همان علمی است.که ما به آن علم تخصص داریم. مثلا متکلمین می گویند، مقصود از علمی که طلبش واجب است، علم کلام است؛ زیرا علم کلام، علم اصول دین است، مسلمان باید اول اصل و اساس دین خود (توحید، نبوت و معاد) را بشناسد.
علمای اخلاق گفته اند مقصود از آن علم، علم اخلاق است؛ علم اخلاق یعنی علمی که به سبب آن انسان علم پیدا می کند به اینکه منجیات یعنی چیزهای که انسان را از مهلکات نجات می دهد، چیست؟ و مهلکات یعنی چیزهای که انسان را به هلاکت می اندازد چیست؟ تا از مهلکات دوری کند و به منجیات متصف شود
فقها گفته اند مقصود از علمی که طلبش واجب است، علم فقه است؛ زیرا با علم فقه احکام دینی شناخته می شود، یک مسلمان تاعلم فقه نداند، نه واجبات را درست می تواند انجام دهد و نه محرمات را می تواند ترک نماید. پس هر مسلمانی در به جا آوردن اعمال واجب و مستحب و ترک حرام و مکروه، یا مجتهد باشد و یا مقلد..
مفسرین گفته اند مقصود از آن علم، علم تفسیر است، زیرا تفسیر علم به کلام الله مجید است و قرآن اساس هر علمی است؛ هر علمی از قرآن منشأ می گیرد.
محدثین گفته اند مقصود از آن علم، علم حدیث و روایت است؛ چون همه چیز را حتی قرآن را باید از روی حدیث باید شناخت و فهمید.
اهل تصوف گفته اند، مقصود از آن علم، علم سیر و سلوک و مقامات نفس است. یعنی آدم باید بداند چگونه به سوی خدا سیر و سلوک می شود، و مقامات نفس چگونه است.
اما اگر ما باشیم و این روایت، هیچ یک ازین علوم به خصوص، منظور نظر حضرت رسول الله(ص) نیست؛ اگر می بود باید آن را مشخص می کرد؛ یعنی می گفت طلب کدام علم فریضه است. علم فقه، تفسیر، کلام، حدیث، و...؟
پس همان طوری که علم و معرفت به علوم دینی لازم است، علم و معرفت به علوم غیر دینی نیز لازم است؛ یعنی هر موضوعی که مردم و جامعه در زندگیی خود بدان نیاز مند است، علم به آن موضوع نیز لازم است. مثلا مردم به طب نیاز شدیددارد، چون اگر طب نباشد بیمارها صحت پیدا نمی کند، مرگ های زود رس فراگیر می شود. ازین جهت تحصیل علم طب واجب کفایی است؛ یعنی یک عده باید این علم را فراگیرد، تا نیاز مردم بر طرف شود.
در حقیقت فریضه ای علم، تابع میزان احتیاج جامعه است. زمانی بود که کشاورزی و صنایع مورد احتیاج و تجارت و سیاست، هیچ کدام علم و تحصیل لازم نداشت کسی با شاگردی کردن پیش آهنگری، اهنگر می شد، با شاگردی پیش یک صنعتگر و تاجر، صنعتگر و تاجر می شد.با شاگردی پیش یک سیاستمدار، سیاستمدار می شد.
اما امروز وضع دنیا عوض شده، احتیاجات جامعه نیز تغییر کرده و متنوع شده است، نه تجارت، نه صنعت، نه سیاست، به طرز مناسب با دنیای امروز و به شکلی که بتواند با قافله ای زندگی هماهنگ شود، بدون علم و تحصیل میسر نیست. تا دیروز مردم یوغ بالای گردن دو گاو نر می گذاشتند، در ظرف 20 روز تمام زمین های زراعتیی خود را زراعت می کرد. اما امروز با این مقدار زراعت نیاز زندگی بشر تأمین نمی شود، زراعت باید با اصول علمی و فنی باشد. باید آب از زیر زمین بیرون کرد و دشت های خشک را زیر آب کرد، و این کار بدون علم و تکنالوژی ممکن نیست، باید به شیوه ای جدید علم کشاورزی را آموخت.
یک تاجر تا علم اقتصاد و علم تجارت نخوانده باشد، نمی تواند یک تاجر پخته باشد، نمی تواند اجناس مورد نیاز مردم را از کشورهای دور به گونه ای که ضرر نکند، وارد کند، و اجناس تولیدی و اضافیی مردم را به جا های دور انتقال دهد.
یک سیاستمدار تا در درس سیاست نخواند، نمی تواند یک سیاستمدار پخته باشد، روابط کشور خود را با دیگر کشورهای جهان به خوبی تنظیم کند که زیان نبیند. یک مدیر باید علم مدیریت بخواند تا به خوبی کشورخود را مدیریت نماید. و ...
بنابراین، علمی که تحصیل آن واجب است، دائره اش وسیع است، مخصوص به یک علم و دو علم نیست. و تازه این اصطلاح علوم اسلامی و غیر اسلامی، محض یک اصطلاح است، همه ای علوم، اسلامی است و همه ای این علوم در دامن اسلام رشد کرده است. ما علوم غیر اسلامی نداریم.
پس تحصیل هر علمی که مردم به آن نیاز داشته باشد، و اجب کفایی است. اتفاقا از آیه ای قران که می فرماید: «هَل یَستَویِ الذَّیِنَ یَعلَموُنَ وَ الَّذیِنَ لاَ یَعلَموُنَ اِنَّماَ یَتَذَکَّرُ اوُلوُالاَلباَبِ» در این آیه نیز خداوند مقید نکرده که علم فلان با علم فلان برابر نیست. منظور این است که مطلق علم قداست دارد و ارزشمند است.