خطبه های نماز جمعه ای این هفته دهم ثور1385

نماز جمعه این هفته 21 رجب المرجب، در مسجد ولی عصر(عج) قلعه ای شهادت، به امامت استاد علیزاده مالستانی برگزار گردید. ایشان در خطبه ای اول به عوامل پیشتازی مسلمانان قرون اولیه اسلام و عقب ماندگیی مسلمانان قرون اخیر پرداخت و گفت : یکی از عواملی که مسلمانان پیشین در عرصه ای علم پیشتاز شدند این بود که آنان برای این علم نمی آموختند که از علم و عنوان عالم و دانشمند بودن، دکان برای خود باز کنند، برای این علم نمی آموختند که مورد قدر و احترام قرار بگیرند، دست شان بوسیده شود و امتیازهای دیگر داشته باشند. برای این علم نمی آموختند که فقط مدرک بگیرند و زود ترصاحب معاش شوند. بلکه صرف برای این درس می خواندند و تحقیق می کردند که در هر رشته ای مجهولات پنهان برای شان کشف شود. با توجه به آنکه در زمان های قدیم، امکانات و وسائل پیشرفته ای که امروز در اختیار علما و طلاب و دانشجویان قرار دارد، اصلا وجود نداشت. علمای بزرگ در غایت فقر و بی چیزی به سر می بردند؛ آنچنانکه گاهی از تهیه ای یک غذای ساده برای مهمان خود ناتوان بودند. ازین رو، دانشمندانی به وجود آمد که در عرصه های علوم و دانش های گوناگون فلسفه، طب، ریاضی، هندسه، فیزیک، شیمی، جغرافیا، مخترع و مکتشف بودند. و در حوزه های علوم اسلامی فقها و علمای چون شیخ طوسی ها، محقق ها و علامه های حلی و شیخ انصاری ها به وجود آمدند، که علما و فقهای امروزین ما، گفته های آنان را باکم و زیادی تکرار می کنند. مسائلی که جدید و تازه باشد خیلی کم دارند. این علمای قدیم بودند که اخبار و روایات و فرموده های پیامبر(ص) و ائمه ای معصومین(ع) را جمع آوری کرده و دسته بندی کردند؛ باب صلواة، باب روزه، باب خمس و هکذا... و برای شیوه ای استنباط احکام شرعی از منابع اصلی که همان قرآن و سنت است، اصول و قواعدی را وضع کردند. علمای قدیم، متون اصلی؛ یعنی قرآن و سنت نبوی و نیز کتاب های علمیی که نوشته شده بود، به درستی می خواندند و می فهمیدند، متخصص و صاحب نظر می شدند و به مرحله ای اجتهاد می رسیدند. در حالیکه امروز چنین نیست. حالا روش درسی و شیوه ای تحقیق با گذشته ها خیلی فرق کرده است. در قدیم علما و دانشمندان با فکر و اندیشه و زحمت خود، مطالب علمی را می فهمیدند. طلاب و دانشمندان امروز از روی شرح، سایت و انترنیت مطالب یک کتاب را می فهمند. علم علمای قدیم، علم متصل بود، علم شان در سینه ای شان بود. علم علمای امروزی، علم منفصل است، در کتابچه است، در انترنیت است، تا کتابچه و یا انترنیت نگاه نکند، یک مسئله را شرح داده نمی تواند. به خصوص دراین اواخر در حوزه ای علمیه ای قم، برای طلاب علوم دینی به دو شیوه تدریس می شود؛ برای طلاب ایرانی به همان شیوه ای قدیم درس گفته می شود؛ یعنی روی متون اصلی بیشتر زحمت می کشند و دقت می کند، تا متخصص و مجتهد تربیت شوند.. اما برای طلاب خارج ایران شیوه ای جدیدی را اختراع کرده اند. که در حقیقت درس نیست، یک سرگرمی است. یک کتاب علمی که لا اقل سه سال باید فرا گرفته شود، در یک سال یا کمتر تمام می کند، فقط یک مرور می کند بدون آنکه واقعا به محتوا و مطالب آن کتاب وارد شود. بعد آن ها را به فرا گرفتن علوم انسانی می کشاند؛ حقوق، علوم سیاسی، اقتصاد، مدیریت و... برای شان آموزش می دهد، در آخر یک مدرک علمی برای شاگرد می دهد، نامش را می گذارد لیسانس، کارشناسی ارشد و دکتورا. شاگرد هم دلش خوش است که مدرک گرفته است، در کارهای اداری دولتی و یا استادی زود تر قبول می شود. در حالیکه علوم حوزوی را خوب نخوانده است. و متون حوزوی را خوب تدریس نمی تواند.چون متون حوزوی را بسیار سطحی و گذرا خوانده است. در حالیکه همین متون درسی، پایه ای اجتهاد است، تا این متون درست خوانده نشود، کسی به اجتهاد نمی رسد. شاید هدف اصلی حوزه ای علمیه قم همین باشد که نمی خواهد، از طلاب غیر ایرانی کسی به اجتهاد برسد، اجتهاد باید در انحصار ایرانی باشد. درس های حوزه های علمیه در ایران حد اکثر از طریق کَسِت و «سی دی» است. شاگرد درس های استادان را که در «سی دی» و کَسِت ضبط شده است، گوش می دهد. بدون آنکه در جلسه ای درس استاد حضور یافته، مستقیما سخن های استاد را بشنود، اگر خدشه و اشکالی درمطلب به نظرش برسد، اعتراض نماید. و پاسخ بشنود، در حالیکه درسی را که استاد از کرسی تدریس القاء می کند و شاگردان با لمواجهه و رویاروی گوش میدهند، طرز بیان، نحوه ای توضیح، حرکات دست و ژست استاد، در فهمیدن درس تأثیر خاص دارد. این شیوه از قدیم الایام در حوزه های علمیه وجود داشته است. حتا یادداشت کردن و لفظ به لفظ نوشتن درس استاد را در پای درس، چندان جالب نیست که حالا معمول شده، برای آنکه فکر و توجه شاگرد طرف الفاظ و عباراتی است که از استاد می شنود، همان الفاظ و عبارات را طوطی و ار حفظ می کند، اما قدرت تجزیه و تحلیل برایش به وجود نمی آید. این حقیر که تازه در حوزه علمیه ای قم وارد شده بود، مدتی پای درس اسفار استاد شهید مطهری حضور پیدا می کرد. بیشتر شاگردان، درس وی را می نوشتند، خود این حقیر ضبط می کرد. آن مرحوم که به راستی یک دانشمند متفکر و پر مغز بود، دو بار به این شیوه درس یاد گرفتن اعتراض کرد، گفت شما که حرف های مرا دانه دانه می نویسید و حفظ می کنید، تقلیدی به بار می آیید. قدرت تجزیه و تحلیل پیدا نمی توانید. اما اگر درس را از اول تا به آخر به دقت گوش کنید، بعد مطالعه کنید و با همدیگر مباحثه نمایید، بعد خلاصه ای فهمیدگیی خود را بنویسید، خوب است؛ زیرا هرچند درین صورت همه ای گفته های مرا نمی توانید بنویسید، اما از فکر خود می نویسید، هرچند کم هم باشد، این بهتراست، برای آنکه آنچه را در اثر فکر و تأمل فرا می گیرید، برای شما قدرت تجزیه و تحلیل می دهد، قدرت موشکافی می دهد، مغز شما بیشتر باز می شود، زمانی بدون آنکه پای درس استاد بنشینید، خود به خود متن کتاب را می فهمید. علما و دانشمندان قدیم همه ای کتاب را از اول تا آخر پیش استاد نمی خواندند، بلکه یک مقداری را که به دقت می خواندند،خوب می فهمیدند، برای شان قدرت فهم پیدا می شد، بخش باقی مانده کتاب را خود با مطالعه درک می کردند و تدریس می نمودند. بهترین دانشمندان و محققان همان های هستند که پیش استاد زیاد درس نخوانده اند، بلکه ازفکر خود پیش رفته اند. در بخش علوم جدید نیز قضیه از همین قرار است. یشتر توجه دانشجویان این است که زود تر مدرک بگیرند، تا برای شان کاری آسان تر پیدا شود، نه انکه قطع نظر از از آنکه کار برایش پیدا شود، محض برای آنکه یک دانشمند شوند، درس بخوانند. من زیاد سراغ دارم که زیادی از پایان نامه های دانشجویان را کسانی دیگر می نویسند و اجره می گیرند، کسی که از نوشتن پایان نامه ای خود نا توان است از وی امید و انتظار می رود که کاشف و مخترع شود؟ در سالی که تازه امتحان سویه برگذار می شد، برای طلابی که در مدرسه های دینی مدرک 12 و 14 داده می شد، من برای تماشا رفته بودم در لیسه ای استقلال که محل برگذاری امتحان بود. زیادی از دوستان مرا ترغیب می کردند که در امتحان شرکت کنم تا مدرک اخذ نمایم. من برای آن ها نقل کردم که در سفر حج بودیم، روزی ملایی در اتاق ما آمد به رفیقم که بی سواد بود ولی پول دار بود، گفت حمد و سوره ات را بخوان. وی حمد و سوره را خواند، برایش نمره ای متوسط داد. مرا گفت حمد و سوره ات را بخوان، من نیز خواندم. من هرچند قاری نیستم ولی از وی کرده بهتر بلد بودم، برای من نیز نمره متوسط داد. ملای ممتحن وقتی از اتاق بیرون شد، به رفیق اتاقم گفتم نوش جانت که پول داری تو هیچ بلد نبودی همه اش غلط خواندی، برای تو هم نمره متوسط داد، برای من هم نمره متوسط داد. حالا این جا نیز قضیه از همین قراراست، کسانی که حافظ شیرازی را خوب خوانده نمی تواند، بادادن پول مدرک 14 می گیرد، من نیز مدرک 14 می گیرم. من همین مدرک را نمی خواهم. این مدرک های که با پول دریافت می شود، یا کسی دیگر برایش می نویسد، چه قدر اعتبار دارد. وی با ارائه ای چنین مدرکی دردانشگاهی استاد می شود، درس می گوید، درس او چه رقم خواهد بود؟ من از زیادی دانشجویانی که می بینم می پرسم استادان شما از نظر سوی ای علمی چه رقم هستند؟ می گویند بسیار ضعیف هستند، ما اگر پای درس از آن ها چیزی سوال کنیم نمی توانند جواب بگویند، تهدید می کنند که بچیمه در وقت امتحان از ما تو معلوم می شه! ما از ترس آنکه در امتحان ما را ناکام نکشد از آن ها سوال نمی کنیم . قریب 15 سال است فرصت های خوبی برای فرزندان این مردم به وجود آمده، باشوق و ذوق درس می خوانند، از مردمان دیگری که ساکن این مرز و بوم هستند، پیشی دارند. اما اثر عملی شان را شما نشان بدهید، آیا چیزی تازه ای را کشف کرده اند؟ این ها به محض انکه درس شان تمام می شود، به دنبال کار روانند، تا رشوت ندهند و از واسطه های کلان کمک گیرند، کارهم برای شان میسر نمی شود. بیشتر این ها بیکارند، برای کار سفر خارج می کنند، با یک دنیا مشکلات رو به رو می شوند.